ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

عمو سبزی فروش

مرد ساده ی تره بار فروش، همه هدف اش فروش اجناس و بردن یک لقمه نان حلال برای زن و بچه اش بود.
تا گیر این سلیطه افتاد که خدا می داند از کدام جهنم دره ای آمده بود و به چه هدفی؛ چون کاملا مشخص بود که مشتری نیست و اصلا برای خرید تره بار نیامده و قصد و نیت دیگری دارد. گیس بریده ول کن هم نبود و مدام با زدن تهمت و افترا هایی مثل: «سبزی کم فروش» و... از مرد ساده در خواست های بی شرمانه می کرد.
مرد ساده، خجالتی بود و مثل آن سلیطه ی گیس بریده، دریده نبود تا بتواند قضیه را جمع کند. از این روی سرخ شده بود، عرق می ریخت و مدام می گفت بله... بله... .